تبلیغات
سیاوش قمیشی (پیر باران)Siavash Ghomayshi - مصاحبه طپش با قمیشی (۳)

 

صفحه اصلی                                ایمیل                                             ارتباط با ما                                   
 

برای ورود به گالری عکس پیر باران بر روی لینک زیر کلیک کنید:               گالری پیر باران




--------------------------------------------



 

  امروز وبلاگ را با دو مطلب آپدیت می کنم که امیدوارم هر دو مورد پسند شما واقع شود . یکی از مطالبی که تصمیم گرفتم جزو آپدیت امروز قرار دهم قسمتی از مصاحبه ایست که در آن شوبرت آواکیان یکی از آهنگ سازان ایرانی ( آهنگ ساز آلبوم جدید ابی، حسرت پرواز ) مسائلی در مورد سیاوش قمیشی عنوان می کند که احتمالا برای طرفداران سیاوش قمیشی جالب خواهد بود و مطلب بعدی مربوط به آخرین قسمت از مصاحبه ی طپش با سیاوش قمیشی است. اینک ادامه ی مصاحبه طپش با سیاوش قمیشی :

آدمی هستی که وقت زیاد داشته باشی ؟ چرا من کاری ندارم من خونه هستم، من بیرون نمیرم. من تا کار نداشته باشم اصلا بیرون نمیرم

یعنی خونه ای هستی ؟ آدمی که برای خونه هست دیگه ؟ بله

یه زمانی یادم میاد که خیلی علاقه داشتی به گل و بوته و نمیدونم ... هنوز ، الانه با فریبا صحبت می کردیم که این 26 تا گلدونه منو که همشون خیلی بزرگن ولی همشون از این نود و نه سنتی ها بودن اینا رو کجا بذاریم که اون آدم آبشون بده اونایی که باید نور بیشتر بخورن من بنویسم کدوم نورین، کدوم اینجوری، هفته ای دو دفعه آب میخوان اینا

26 گلدون داشتی ؟ بله

داری همشون از کوچک و از یک ... آره دیگه کوچیک و... بعد این کار واسه من خیلی خوبه نمیرم چیز گنده ی خوشگل بخرم. چرا یکی دو تا ولی اینا از کوچیکی وقتی بزرگ میشن و تو می بینیشون که بزرگ میشن خیلی جالبه

خوب تصمیم چی شد ؟ تصمیم این شد که فریبا یک خانمی دیگه ای رو آورده که ایشون خودشم کلی داره و دوستم دارن و ما همه ی اینها رو میدیم به اون خانم و می نویسیم که کدوما آب میخوان کدوما نور بیشتر، کدوما مال بیرونن، کدوما مال بالکنن، کدوما مال تو خونه، دم پنجره یا دورتر

خودتم واقعا این کارا رو میکردی ؟ یعنی دونه دونه به اینا میرسیدی ؟ بله ، ویتامین میخورن و خاکشون باید بهم بخوره، که آب که می خوره قشنگ بره پائین. زندن دیگه یه جورایی. سه جور داریم: یکی اینا رو داریم که زندن ولی خوب کاری ازشون بر نمیاد، یه دونه مثل گربه هستش که زندست و حواسشم... تو رو می شناسه و اینا بعد قسمت سومی هم که میشه آدما که حواسشون دیگه جَمعه...

حیوان مورد علاقت گربس ؟ بله

خانواده ی گربه یا گربه ؟ گربه

یعنی در حیوانات غیر اهلی هم باز به دنبال پلنگ و شیر و اینها میری یا ؟ از دیدنشون و حرکت کردنشون لذت می برم ولی فکر نمیکنم که دلم بخواد باهاشون نزدیک تر بشم ( خنده ی امیر قاسمی )

مطمئنم . ببینم حیوان مورد علاقت چیه ؟ گربه

گربس ؟  اهلی . غیر اهلی چی ؟ حالا نه اینکه تو خونت داشته باشی ولی کلا ؟ مار، ولی یادمه یه زمانی گفتم مار یه خانم مسنی بودن گفتن که لابد خودتم مثل ماری که مارو دوست داری، نه. مار نحوه ی حرکتش خیلی زیباست. پوستش فوق العاده زیباست. مارهایی داریم چهار خونه جهار خونه، قرمز و مشکی. زرد و مشکی اینا و این حرکت مدام اینجوریشون

لذت میبری ؟ شاید نه اینکه مثل گربه تو دستم بگیرم و رو پام بذارم نه اما از دیدنش و حرکت کردنش چرا

از چه حیوونی وحشت داری ؟ سوسک ! ( چند لحظه سکوت میشه و امیرقاسمی سروش رو به علامت تعجب تکون میده ) در حدی که یه جایی بودم که سوسک درش اومده تو و من اون تو انقدر زندونی شدم تا یه نفر اومده خونه گفتم آقا در وا کن و یواش که نپره طرف من ( خنده ی امیر قاسمی )

تو رو خدا ؟ از این سوسک های قهوه ای که بهشون میگیم Cockroach قهوه ای ، سریعن و یه خورده تند میرن بعد می ایستن شاخکاشونو اینجوری اینجوری میکنن و تو جاهای کثیف و اینا هستن. آشپزخونه های کثیف

از سوسک می ترسی ؟ خیلی زیاد

یعنی اگه بگن آقا این کاغذ و پر کنید بنویس از یک حیوان شما و حشت دارید ؟ نه بیشتر از اون هم هست اونایی که همه اینجورین ( اینجا قمیشی دستت رو به حالت خزیدن و حرکت عنکبوت وار نشون میده ) راه می افتن ، سوسک در راس ولی عنکبوت، رطیل. رطیل ترس داره واقعا. رطیل داریم اینقدر ( قمیشی دستش رو به حالت نشون دادن یه چیز خیلی کوچیک تغییر میده ) کوچولوئه به اسم Blackwidow تو آفریقا میدونی که اصلا میزنه آدم به دکترم نمیرسه. از اون رطیل ها لس آنجلس هم داریم ولی بزرگترن روی دو پا راه میرن ! ( خنده )

اونا چی تا بزنن تا صبح میرسی یا نمیرسی ؟ اونا اصلا نزدیک بشن کار تمومه

از دست اونا داری در میری ؟ نه از دست اونا دارم فاصلمو حفظ میکنم که چی میگن، یه مسئله ای هست میگن از غافله دور بخواب خواب شتربان نبینی

Ok من مثلا اگه از من بپرسن از چی می ترسی از همون مار خیلی وحشت دارم یا از کوسه وحشت دارم ولی هیچ وقت اصلا، درسته  راست میگیُ اگه اون Blackwidow بیاد آدمو بزنه اصلا راهی نیستش ولی هیچ وقت تو فکرم نمیومدش این مسئله رو. حالا جالب هستش چون یه دوست دیگه ای من دارم ویدا هروی که شمام خوب می شناسیدش او هم از هیچ حیوون دیگه ای نمیترسه غیر از سوسک و از سوسک وحشت داره. بله من اگه یهو برگردم ببینم سوسک رو پامه از مار خیلی بدتره یعنی پریدنم ممکنه خیلی شدید تر باشه تا مار باشه. اتفاقا داشتم میرفتم با یکی دو تا از بچه ها توی... نفرم سومم هم بودم سه نفر بودیم اونا جلوتر بودن. من دوربین دستم بود عکس می گرفتم و ویدئو می گرفتم اینا بعد یکی از بچه ها گفت سیاوش تکون نخور تکون نخور. گفتم چرا؟ گفتن مار بعد دیدم دارن پائینو نگاه میکنم و من نگاه کردم دیدم بین دو تا پای من یا مار انقدر بود البته ( قمیشی دستاشو به اندازه سی سانت باز میکنه ) سرشم بلند کرد و اینا. خیلی آروم از بغلش رد شدم ولی اگه سوسک بود ممکن بود بخورم زمین ( خنده ی امیر قاسمی )

فریاد میزدی ها ؟ من این مسئله رو یه بار رو موش دیدم البته موش تو خونم موش بود از این موش های کوچیک و با میکی بودیم دو تایی خیلی گردن کلفت. مهاجم ؟

مهاجم . بعد دو تا خیلی احساس قلدری، گردن کلفتی ، بعد خلاصه اهل بیت گفتن که آقا یک موش بود ه اینجا همین الان رد شد من گفتم موش، بله موش هی اینور بگرد با ژست و اینا یه دفه موشه اومد بیرون لحظه ی بعد من و میکی روی مبل و این موشه واسه خودش راه میرفت! و ما از وحشت نمی دونستیم چکار کنیم. موشه کوچولو که اصلا قشنگه. من اصلا نمی ترسم از موش موش های انقدری هستن که... نه اونا خیلی زیبان

از تو گاراژ اومده بودش . نرم و خوشگل و گوشای کوچولو و... خانما خیلی می ترسن از موش

حالا بر عکس شده بود اتفاقا من دیدم بقیه افتادن دنبال... ( خنده ) واقعا و میکی به خصوص با اون ماشالله قدش

بله دیدم همه افتادن دنیال موشه دارن هی ( امیر قاسمی دستش رو به حالت کوبیدن نشون میده ) گفتم ای داد بیداد بعد هم گفتن خجالت بکش. بله واقعا

گفتم باشه ولی به کسی نگو ( خنده ) گفتی خودم میرم تو تلویزیون میگم

نه این موضوع مال حدودا 12 سال پیشه من فکر میکنم مشمئز میکنه من فکر میکنم تو هم نمیترسی از سوسک این قیافش این حسش این حالتش. پاهای اَره... دیدی پاهاشون اَره داره

آره اون حسی ، اون نگاهی که میکنی بهشون اون حالتش که آدم رو مشمئز میکنه و ناراحت میکنه. واقعا این مصاحبه ی ما کم کم داره راز بقا میشه

راز بقا میشه ؟ نه یه چیزایی می خواستم به خاطر اینکه همیشه ما از این حرفا زدیم ولی این احساساتو این مسائلی که وجود داره که خیلی دوست دارن خیلی ها علاقه دارن که در رابطه باهاش بدونن که حالا مثلا سیاوش قمیشی از چی میترسه، چی رو دوست داره، چی براش جذاب تره، چی رو خوب می بینه و چی رو بد می بینه، از رنگی که متنفری چیه ؟ بنفش پررنگ

بنفش پررنگ ، پس آبی رو دوست داری ؟ خیلی زیاد

که اگه یه ذره اون ور تر بره آبی که بنفش بخوره و این مسائل... آبی کمرنگ ترش خیلی بهتر تا وسطش

هیچ وقت کروات زدی ؟ نه راستش عروسی نمیرم برای اینکه کراوات نمی خوام بزنم، عزا نمیرم برای اینکه کراوات نمی خوام بزنم، نه نه. کروات ندارم که اصلا بزنم. کت شلوار هم ندارم، کاپشن دارم، تی شرت دارم، شلوارهای گشاد راحت دارم. این کتم دوست داشتم ( اشاره به کتی که تنش هست ) هیمن جوری چون کت چیزی نیستش...

اهل تجملات هستی ؟ به هیچ وجه

به هیچ وجه ؟ اصلا ؟ نزدیکش نمیشی ؟ نزدیکش ممکنه بشم ، نمیخوام داشته باشم نمیخوام خودم توش باشم

موسیقی رو چی ؟ موسیقی برات اندازه ای نداره ؟ موسیقی سنتی رو گوش میکنی ؟ اصلا

موسیقی هیستش که بگی آقا یا خواهشا عوض کنید یا من از این اتاق میرم بیرون ؟ بله

چه نوع موسیقی ؟ همون که گفتی

سنتی ؟ البته سنتی کلمه ی صحیحشه چون خیلیا میگن اصیل و من نمیدونم اگه موسیقی اصیل فقط اصیله پس بقیه ی موسیقیا حروم زادن ؟!

پس موسیقی سنتی رو نمیتونی تحمل کنی ؟ تحمل که میدونی آدم یاد می گیره تو زندگیش خیلی چیزا رو تحمل کنه به هر صورت

ولی تحمل کردنش سخته ؟ بله

کدوم آهنگ این آلبوم ، از آلبوم آخری از همه بیشتر برات جذاب بود جالب بود ؟ آلبوم آخر؟ « تصور کن » خیلی شعرش خوب بود، حقیقت بود انقدر به دل من نشست که من فکر کردم که چرا من نه و این شعر یغما گلروئی رو به همه بگم و واقعا چه خوب بود اون جوری بود و چه بده که این جوریه این همه دعوا مرافه. علی این مسئله که حالا داستان لس آنجلس و آمریکا و اینها نیست ولی تمام دنیا خیلی شلوغ پلوغه و خیلی داره بد میشه زیبایی ها هی دارن کم میشن و مسائل نازیبا، مسائل زشت تر دارن... جنگ ها و تو سر هم بزن، کشته شدن و اونجا... و ضمنا طبیعت هم داره کمک میکنه هی زلزله میاد، طوفان میاد اینا و چیزه دل آدم می گیره

اگه تو زندگیت می تونستی جلوی یه چیزی رو بگیری چه چیزی بود ؟ دروغ ، بهر نوعش خیلی جورا دروغ داریم. از اینجا دروغ داریم که یه مملکتی بلند شه بره یه مملکت دیگرو بگیره بگه میخوام از شر فلانی نجاتتون بدم و مقصود دیگه ای داشته باشه اینم دروغه. جای دیگم بگن به فکر مردم هستیم ولی با داشتن ثروت ها و منابع طبیعی مردمش فقیر باشن بازم دروغه بده. دوست دارم نداشته باشم دروغه. آقا قربان تو دلمون تنگ شده بود ولی مقصودم این نیست تو دلم چیز دیگه ای هست دروغه. همه جورش بده خیلی مشمئز کنندس و از بدم بدتره

اگر از سیاوش قمیشی به عنوان یک آهنگساز یا ... بگیم شما آهنگساز نبودی، به دنیا نیومدی آهنگساز باشی به دنیا نیومدی خواننده بشی. یک شغل دیگه ای رو انتخاب میکردی تو زندگیت چی بود اون شغل؟ صد در صد نقاشی

باز هم نقاشی ؟ نقاشی ، من از این مسئله که یک آدم بتونه با یه مقدار رنگ و چند تا قلم مو یه بوم بتونه چیزی رو درست کنه، چیزی رو بوجود بیاره که یه آدم دیگه بتونه نگاه کنه و بعد بره اون دورا بره تو اون تپه بره تو اون چمن بره تو اون... لذت میبرم ای کاش بودم و اصلا انقدر نقاشیم خرابه که حتی شکلک هم نمیتونم بکشم

خوب کوبیسم چی ؟می تونستی ؟ بله اگر در زمان پیکاسو بودم ممکن بود می تونستم ( خنده )

ولی اون چجور نقاشی رو دوست داری صبیعت رو دوست داری ؟ طبعیت رو دوست دارم ببینم خیلی بیشتر طبیعت

خیلی بیشتر طبیعت ؟ گفتی رنگ مورد علاقت آبیه . فصل مورد علاقت زرده ؟ پائیزه ، زرد و قرمزه

زرد و قرمزه ؟ این پائیز دلیلش چیه ؟ شاعرانه تره ؟ پائیز ، آره پائیز یه سکوتی توشه، یه سکونی توشه باد هم که میاد حتی چیزی نیست بجمبه چون برگی نیست برگا روز زمینن، رنگین، خش خشی هم مس کنن، بادی میاد آدم یخه ی کتشو بالا میکشه آره خوبه خوشگله

بیست و چند سال پیش آهنگی خوندی به نام پائیز در یک آلبوم انتخابی از شرکت ترانه. براوو به تو خیلی از آدمایی که حتی Fan من هستن و منو خیلی گوش میدن نمیدونن همچین آهنگی هست با صدای من فکر میکنن که فقط با صدای ابی هست من قبل از ابی خونده بودم ابی خیلی دوست داشت اون آهنگو اونم خوند

هیچ وقت اون آهنگو دوباره هیچ وقت در جای دیگه ای هیچ وقت فکرشو کردی ؟ نه اون هم تنظیم بسیار بسیار زیبای ناصر چشم آذر که من فکر میکنم تا امروز به جز واروژان، ناصر چشم آذر بهترین تنظیم کننده بوده. تهرونه و ایشالله که این مصاحبه رو گوش بده و بدونه که من هنوز فکر میکنم من هیچ وقت با بهتر از ناصر کار نکردم به عنوان تنظیم کننده

می بینم امروزه تنظیم کننده هایی که تو باهاشون کار میکنی بیشتر جوون ها هستن بیشتر کسایی هستن که صاحب نام نیستن و سیاوش با اونها کار میکنه. آیا دلیلش کنترل سیاوش قمیشی روی اونها که راحت تر میتونه کنترل کندشون؟ بگه من اینجوری میخوام، اینجوری کن، اونجوری کن؟ یا اینکه سلیقه ی اوناست؟ نه میدونی که اینجا بچه های ما حتی آرانژر های مسن ترمون هم یاد گرفتن که اینجا آمریکاست رودربایستی وجود نداره. من پول میدم کاری که من دوست دارم باید واسم بکنی. من از تو میخوام این کارو برام بکنی. نمیخوای نکن و منم پولتو نمیدم. در نتیجه کنترل وجود داره، نه. جوون ها، شاعرهامون هم همه جونن. همه بیست و دو سه چهار پنج ساله. برای اینکه هیچ کس نمیکنه این کار رو و من هر چی بکنم کمه و جوون ها باید یکی بهشون برسه دیگه همشون راه سختو و بُکشن خودشون رو تا بیان بالا نیست که یه نفر باید باشه کمک کنه. باید یه نفر باشه اینا رو بیاره تو ویترین بیاره ببیننشون؟

خواننده های جوونمون چی ؟ خواننده ی جوون صداش خوب باشه شخصیتشم خوب باشه من در حدی هم که پول خودم رو خرجش بکنم، می کنم من برای فیروزه خودم دارو آلبوم میزنم. فیروزه هیچ کاری نداره. کمپانیم کاری نداره. خودم دارم همه خرجارو میکنم. برای اینکه هم شخصیتش رو دوست دارم هم صداشو و آلبومشو براش میزنم. حالا بعدا میدمش به یه کمپانی دیگه ولی تمام پولی که خرج کردم حتی درم نیارم مسئله ای نیست از این

خواننده های جوون زیاد اومدن و دارن میخونن فکر میکنی اینا چند درصد خواننده های خوبی هستن یا آینده ای دارن و میتونن ده پونزه سال دیگه بیست سال دیگه جایگزین خواننده های قدیمی و خوش صدای ما بشن ؟ بیست درصدشون خواننده های خوبی هستن، دو سه درصدشون ممکنه بمونن در حدی که تو میدونی

آها ، دو سه درصد ؟ موسیقی امروزه نه فقط در اروپا، نه فقط آمریکا و در داخل کشورم که به زبان فارسی انقدر علاقه و اهمیت نشون داده میشه در اومده که شاید فارسی فارسیه نیست شاید خوندناش، ترانه هاش ترانه های با قافیه و به اون صورت نیست و آلبوم ها داره فروش میکنه و طرفدارای بسیار زیادی داره چی فکر میکنی نسبت به این مسئله؟ اینجوری فکر میکنم که بحث خوبی کردی من توی تلویزیون دیگه ای که من به جز طپش کم مصاحبه میکنم یک دونه مصاحبه داشتم و با آقای منصور سپهربند در تلویزیون جام جم گفتم که آقا، سوال کرد که شاعرا چرا کار نمیکنی با ایرج جنتی عطایی؟ گفتم ایرج جنتی عطایی یا شهریار قنبری و اردلان خیلی شاعر های خوبی هستن من سعی می کنم از اونها کتاب بخونم وقتی ترانه میشه انقدر سنگینه مردم نمی فهمن چی میگن، جوونها ی فهمن دارن چی میگن. من برای جوونا دارم می خونم. جوونا اگه نفهمن من چی میگم گیج میشن و باید به نظر من اونایی که خیلی دوست دارت شعر سنگین بخونن، کتاب بخرن. کتاب ایرج جنتی عطایی کتاب داره « زمزمه های یک شب سی ساله » شهریار قنبری کتاب داره « درخت بی زمین » و اینها، اینها رو بخونن ولی وقتی میشه ترانه و قاطی ملودی میشه و تنظیم میشه و خواننده میخواد بخونه بهتره اینجوری بشه که تا کلام از دهن خواننده میاد بیرون ، به گوش میرسه هضم شه دیگه فکر نکن مقصودش چیه؟ چی میگه اینها و حتی میشه این کار ها رو خیلی جدی هم انجام داد. تصور کن خیلی شعر جدی ایه ولی همش هضم میشه. هیچ کلمه ای وجود نداره که هیچکی نفهمه. بعد دوستان همکار در هفته های بعد در تلویزیون جام جم فرمودن که خوب اگر شهریار قنبری اینها رو نمی فهمن مردم دیکشنری بخرن و با فرهنگ لغات یاد بگیرن که به نظر من دیگه حرف مزحک بود و نخیر من فکر میکنم که ترانه لازمش اینه که ساده باشه، شیرین باشه، آموزنده باشه ولی ساده باشه. مردم بفهمن، جوونها بفهمن، حالا به این نتیجه می رسیم که جوونها دارن آرش ها رو گوش میدن. شعری وجود نداره حتی ضرورت ملودی و ریتم باعث باعث شده سه دفعه گفته میخوام میخوام میخوام ولی دارن گوش میدن پس می بینیم که اونجوری می خوان. حالا اگه هنوز دوستان میخوان بشینن جدول و معما درست کنن به عنوان ترانه، بکنن و انشالله که موفق بشن

عید نوروز برنامه های مختلی داری کنسرت های مختلفی داری ولی واسه من جذاب ترینش شبی هستش که در دوبی با هم هستیم در رابطه با اون چی میگی؟ بله، جذاب ترین همیشه. انرژی اصلا فرق میکنه به این دلیل که اینها بیشتر می بینن ( آمریکا و اروپا ) اونا خیلی کم می بینن در نتیجه انرژی بسیار بسیار شدید و زیاد و نوع خوب از انرژی به خصوص ماه مارچ هوا خوب، بیرونه. ما هم دوستای خوبی هستیم. من، تو، مسعود بچه ها دور هم هستیم و همیشه بهترین خاطرات

بیشترین جایی که دوست داری بری کجاست برای خوندن ؟ دوبی

پس من هم آروز میکنم که شب خوبی داشته باشی در کنار هم دیگه مطمئنا با بودن تو و اینکه از قبل داریم با هم دیگه میریم. یه روز قبلش اونجا باشیم با هم دیگه، وقت بیشتری رو باز دوباره با هم سر کنیم و سپری کنیم. هیچ وقت خسته نمیشم از اینکه گفتگو کنم با دوستم چون اسمش گفتگو نیست اسمش مصاحبه نیست اسمش یه گپه به گفته ی فریبا فروهر که نشسته بود داشت نگاه می کرد لابلای اون زمانی که اون آهنگا میرفت داشت می گفت این اصلا مصاحبه نیست. واقعا هم نیستش، یه دو تا دوست دارن با هم صحبت میکنن. خیلی خوشحال هستم. خیلی ناراحت هستم که داری از لس آنجلس میری و به اروپا داری سفر می کنی ولی خوشحال هستم اون کاری که دوست داری انجام میدی  ممنونم ازت، قربون شکلت. منم ممنونم

دانلود قسمت سوم مصاحبه طپش با سیاوش قمیشی ( صوتی – 2,33 Mb )

(منبع:سیاوش موزیک)

 




ویرایش شده در - ساعت -
لینك ثابت   نویسنده : پیر باران ساعت 10:07 ق.ظ تاریخ : شنبه 23 تیر 1386   نظرات (
 



 

 


 نظرتون در مورد قالب چیه؟
 



 

 

کلمه یا عبارت مورد نظر خود را وارد کنید:

برای با خبر شدن از به روز شدن وبلاگ ایمیل خود را وارد کنید:

 بازدید های امروز:
 بازدید دیروز :
 تمام بازدید ها:
 كل مطالب :
 این صفحه در - ثانیه تولید شده است.


صفحات:  

 Copyright 2007 ©
"siavash-gh-mfr" Weblog All Right Reserved - Design and Edit Template by: Pire Baran